مدح و ولادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
رسـیـد مـاهِ فـروزانِ لـیـلـةُ الاَسـرا رسـیـد جـلـوۀ تـابـان قُـربِ اَو اَدْنـا رسید مـژدۀ موسی، بشارت عیسی رسید خاتم و شد خاتمه به جهل و جفا و گفت امر نبی، امر خالق ازلیست خدای ما که بزرگ و خدای ما که علیست بگو که فصل شکوفایی و شکفتن شد گل محـمـدی آمد، زمانه گـلشن شد رسید امین و زمین از قدومش ایمَن شد به لطف آمنه چشم حجاز روشن شد خوشم که نام مرا خواندهاند نوکر او هـزار جـان گـرامی فـدای مادر او فدای مقدم پاکش هزار دیر و کنِشت خدا ز خاک درش آدم و فرشته سرشت بهای دم زدن از او مباد غیر بهشت «نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مُدرس شد دل رمیده ما را رفیق و مونس شد» به قـلـب پـاک یـتـیـمان بینوا قوت چو ابر بر سر هر شانه، بارش رحمت وجود محترمش گشته عامل وحدت نـبیاست بر تن اسلام جامۀ عـزّت چه چشمها که رخش را ندیده عاشق شد شعاعی از نفحاتش امام صادق شد |